درخواست کرزای از عربستان برای حمایت از مذاکرات صلح افغانستان
ایران شرقی: حامد کرزای رئیس جمهور افغانستان خواستار حمایت عربستان سعودی از گفت وگوهای صلح برای کاهش درگیری ها در کشورش شده و برخی گزارش ها در زمینه گفت وگوی محرمانه دولتش با گروه طالبان را تکذیب کرده است. کرزای با اشاره به تماس کابل با مقامات ریاض برای کمک به بازگشت طالبان به فرایند صلح گفته است از دو سال پیش برای پادشاه عربستان پیام فرستادیم و از ایشان خواهش کردیم برای تامین امنیت و برقراری آشتی ملی در افغانستان از هیچ کمکی دریغ نکند.
رئیس جمهوری افغانستان گفته است در این زمینه نیز سفرهای زیادی به عربستان، پاکستان و برخی کشورهای منطقه انجام شده، اما نتیجه قابل توجهی به دست نیامده است. وی همچنین از مخالفان دولت خصوصا گروه طالبان خواسته، ضمن دست کشیدن از خشونت ها، به زندگی مسالمت آمیز روی آورند.
قابل تأمل و جالب این که با وجود هزاران سرباز آمریکایی و ناتو در افغانستان، که مسئولیتشان تامین امنیت در این کشور اعلام شده است، چرا حامد کرزای دست نیاز به عربستان سعودی دراز می کند؟
دوم، اگر نیروهای آمریکایی و ناتو قادر به تامین امنیت در افغانستان نیستند پس حضور آنها در این کشور جنگ زده چه معنی دارد؟
سوم، آیا ناکامی نیروهای آمریکایی و ناتو در مبارزه با تروریزم به خصوص گروه القاعده و طالبان، نشانه ضعف و ناتوانی آنان است یا چیز دیگر؟
اما با توجه به توان کمک بلاعوض مالی و نظامی ناتو در جهان، فرضیه ناتوانی این سازمان نظامی در برابر القاعده و طالبان چندان باور کردنی نیست. از سوی دیگر تنها آمریکا و برخی همپیمانان وی در گذشته این گروههای افراطی را برای مقابله با ارتش شوروی در مناطق قبیله نشین پاکستان تشکیل و تجهیز کرده بودند و هنوز هم از تمامی پایگاه ها و مراکز فعالیت آنها در منطقه به خوبی آگاهند.
پس نتیجه منطقی چنین می شود، که هدف اصلی و پشت پرده آمریکا و ناتو در افغانستان و دیگر کشورهای اشغال شده مبارزه علیه تروریزم و گروه های افراطی نبوده، بلکه حضور درازمدت آنان در این گونه کشورها به خاطر تامین منافع ملی خود می باشد. این قدرت ها به بهانه مبارزه با تروریزم و افراط گرایی، خود سرانه به کشورهای جهان سوم وارد شده و با به سر قدرت آوردن دولت های دست نشانده همزمان برای ایجاد فشار، قوانین بحران را نیز به وجود آوردند تا بدین وسیله ادامه حضور خود را در این کشور قانونی جلوه دهند. در اصل حامی و پشتیبان تمام گروه های افراطی در کشورهای اسلامی، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی هستند.
هدف مهم تر و اساسی آنها از به کارگیری سیاست دوگانه در کشورهای اسلامی، مقابله با جنبش بیداری اسلامی و تفکر سازنده مسلمانان بعد از 500 سال غفلت و پراکندگی می باشد. کشورهای ابرقدرت و استعمارگر جهان با نگرانی از روند بیداری اسلامی و توجه دسته جمعی مسلمانان به سیاست و فناوری جدید، با پشتیبانی از گروه های افراطی و وحشت افکن در سرزمین های اسلامی، قصد دارند اسلام و مسلمانان را در نزد جهانیان بدنام و با ایجاد فتنه و بدبینی روند بیداری اسلامی را به انحراف بکشند. زبیگنو برژینسکی نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز اخیراً ضمن اعتراف به این نکته گفته است در قرن 21 گرایش توده های مردم به سیاست مدیریت امور جهان را مشکل تر خواهد کرد.
از این رو، حضور نیروهای بیگانه در افغانستان نه به نفع دولت کابل است، نه به نفع گروه های افراط گرا و نه به نفع مردم این کشور، بلکه این نیروها به دنبال تامین منافع خود در این کشور مستقر شده اند و از این بیشتر نیز اقدام نخواهند کرد. از سوی دیگر ادامه حضور آنان در افغانستان در آینده باعث شکل گیری قوانین جدید بحران در کشورهای همسایه و کلاً منطقه آسیای مرکزی و جنوب و شرق آسیا خواهد شد.
در چنین شرایطی برای مبارزه با تروریزم و دیگر پدیده های نامطلوب، اتخاذ سیاست مستقل از سوی کشورهای منطقه و همکاری و هماهنگی آنها در قالب همکاری های دوجانبه و سازمان های منطقه ای موثرتر و مفیدتر به نظر می رسد.
بنابراین، درخواست کرزای برای مشارکت جدّی عربستان در مذاکرات صلح با طالبان نشان می دهد، که کابل به دنبال استفاده از جایگاه کشورهای صاحب نفوذ در میان طالبان برای بازگشت این گروه به فرایند سیاسی است. عربستان در کنار پاکستان و امارت متحده عربی در اواخر دهه 90 میلادی حمایت های زیادی از گروه طالبان انجام داده اند. این سه کشور تنها کشورهایی بودند، که حکومت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناختند.
گفته می شود، رهبران گروه طالبان نیز برای بازگشت به فرایند صلح شرط هایی را تعیین کرده اند. مهم ترین آنها برکناری تعدادی از وزیران دولت کرزای و همچنین خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.
رئیس جمهوری افغانستان گفته است در این زمینه نیز سفرهای زیادی به عربستان، پاکستان و برخی کشورهای منطقه انجام شده، اما نتیجه قابل توجهی به دست نیامده است. وی همچنین از مخالفان دولت خصوصا گروه طالبان خواسته، ضمن دست کشیدن از خشونت ها، به زندگی مسالمت آمیز روی آورند.
قابل تأمل و جالب این که با وجود هزاران سرباز آمریکایی و ناتو در افغانستان، که مسئولیتشان تامین امنیت در این کشور اعلام شده است، چرا حامد کرزای دست نیاز به عربستان سعودی دراز می کند؟
دوم، اگر نیروهای آمریکایی و ناتو قادر به تامین امنیت در افغانستان نیستند پس حضور آنها در این کشور جنگ زده چه معنی دارد؟
سوم، آیا ناکامی نیروهای آمریکایی و ناتو در مبارزه با تروریزم به خصوص گروه القاعده و طالبان، نشانه ضعف و ناتوانی آنان است یا چیز دیگر؟
اما با توجه به توان کمک بلاعوض مالی و نظامی ناتو در جهان، فرضیه ناتوانی این سازمان نظامی در برابر القاعده و طالبان چندان باور کردنی نیست. از سوی دیگر تنها آمریکا و برخی همپیمانان وی در گذشته این گروههای افراطی را برای مقابله با ارتش شوروی در مناطق قبیله نشین پاکستان تشکیل و تجهیز کرده بودند و هنوز هم از تمامی پایگاه ها و مراکز فعالیت آنها در منطقه به خوبی آگاهند.
پس نتیجه منطقی چنین می شود، که هدف اصلی و پشت پرده آمریکا و ناتو در افغانستان و دیگر کشورهای اشغال شده مبارزه علیه تروریزم و گروه های افراطی نبوده، بلکه حضور درازمدت آنان در این گونه کشورها به خاطر تامین منافع ملی خود می باشد. این قدرت ها به بهانه مبارزه با تروریزم و افراط گرایی، خود سرانه به کشورهای جهان سوم وارد شده و با به سر قدرت آوردن دولت های دست نشانده همزمان برای ایجاد فشار، قوانین بحران را نیز به وجود آوردند تا بدین وسیله ادامه حضور خود را در این کشور قانونی جلوه دهند. در اصل حامی و پشتیبان تمام گروه های افراطی در کشورهای اسلامی، آمریکا و برخی کشورهای اروپایی هستند.
هدف مهم تر و اساسی آنها از به کارگیری سیاست دوگانه در کشورهای اسلامی، مقابله با جنبش بیداری اسلامی و تفکر سازنده مسلمانان بعد از 500 سال غفلت و پراکندگی می باشد. کشورهای ابرقدرت و استعمارگر جهان با نگرانی از روند بیداری اسلامی و توجه دسته جمعی مسلمانان به سیاست و فناوری جدید، با پشتیبانی از گروه های افراطی و وحشت افکن در سرزمین های اسلامی، قصد دارند اسلام و مسلمانان را در نزد جهانیان بدنام و با ایجاد فتنه و بدبینی روند بیداری اسلامی را به انحراف بکشند. زبیگنو برژینسکی نظریه پرداز مشهور آمریکایی نیز اخیراً ضمن اعتراف به این نکته گفته است در قرن 21 گرایش توده های مردم به سیاست مدیریت امور جهان را مشکل تر خواهد کرد.
از این رو، حضور نیروهای بیگانه در افغانستان نه به نفع دولت کابل است، نه به نفع گروه های افراط گرا و نه به نفع مردم این کشور، بلکه این نیروها به دنبال تامین منافع خود در این کشور مستقر شده اند و از این بیشتر نیز اقدام نخواهند کرد. از سوی دیگر ادامه حضور آنان در افغانستان در آینده باعث شکل گیری قوانین جدید بحران در کشورهای همسایه و کلاً منطقه آسیای مرکزی و جنوب و شرق آسیا خواهد شد.
در چنین شرایطی برای مبارزه با تروریزم و دیگر پدیده های نامطلوب، اتخاذ سیاست مستقل از سوی کشورهای منطقه و همکاری و هماهنگی آنها در قالب همکاری های دوجانبه و سازمان های منطقه ای موثرتر و مفیدتر به نظر می رسد.
بنابراین، درخواست کرزای برای مشارکت جدّی عربستان در مذاکرات صلح با طالبان نشان می دهد، که کابل به دنبال استفاده از جایگاه کشورهای صاحب نفوذ در میان طالبان برای بازگشت این گروه به فرایند سیاسی است. عربستان در کنار پاکستان و امارت متحده عربی در اواخر دهه 90 میلادی حمایت های زیادی از گروه طالبان انجام داده اند. این سه کشور تنها کشورهایی بودند، که حکومت طالبان در افغانستان را به رسمیت شناختند.
گفته می شود، رهبران گروه طالبان نیز برای بازگشت به فرایند صلح شرط هایی را تعیین کرده اند. مهم ترین آنها برکناری تعدادی از وزیران دولت کرزای و همچنین خروج نیروهای خارجی از افغانستان است.
iransharghi.com – مهر 87
نویسنده: بهروز ذبیح ا... – روزنامه نگار
+ نوشته شده در دوشنبه پانزدهم مهر ۱۳۸۷ ساعت 19:22 توسط بهروز ذبیح الله
|